آنچه یک جوان باید بداند پسران فصل دوم .... - گشت و گذار - زیبا و جالب ترین مناظر و عکس ها از ایران و جهان gashtvegozar

گشت و گذار - زیبا و جالب ترین مناظر و عکس ها از ایران و جهان gashtvegozar


+ آنچه یک جوان باید بداند پسران فصل دوم ....

فصل اول در پست قبلی آورده شده است.

آنچه یک جوان باید بداند  پسران  فصل دوم ....

 1387

برگرفته از:سایت تبیان

در ادامه .....


فصل دوم .

انحرافات جنسى و راه درمان آن

پیشگفتار.

خروج انسان از مرز قوانین طبیعى حاکم بر نظام آفرینش , انحراف نام دارد.غریزه جنسى که مبدا آفرینش , آن را جهت خیر وکمال و بقاى نسل بشر در وجود انسان به ودیعت نهاده است , ممکن است مورد سؤ استفاده وتجاوز قرار گیرد ((53)).خود ارضایى و کام گرفتن از خود, یک نوع انحراف جنسى است که جسم و روان را ضعیف کرده و این نوع شهوترانى با طبیعت آدمى مغایراست ((54)).

پـیـدایـش ایـن عـادت شـوم در جـوان , بـیش از هر چیز دیگر, قدرت اراده اش را ضعیف کرده و شخصیتش را تباه خواهد ساخت .جوان منحرف با این کار, موجبات تضعیف قواى ادراکى و عقلى و زمینه پیدایش پیرى زودرس را براى خود فراهم خواهد ساخت ((55)).

زمینه ها.

زمینه هاى انحراف جنسى در شرایطى که انسان رشد مى یابد وپابه مرحله بلوغ مى گذارد, فراوان بـوده و ممکن است در دوران زندگى بسیارى ازجوانان پیش آید و شهوت جنسى آنان را تحریک نماید و درنهایت موجبات آلودگى و انحراف آنها را فراهم سازد.

تـخـیـلات تـحریک آمیز جنسى و عوامل محرک محیطى به عنوان زمینه هاى انحرافند, اما عامل سـومـى کـه مـوجب دعوت انسان به سوى انحراف جنسى مى گردد, همان وسوسه هاى شیطانى اسـت کـه درایـن صورت باید از شر وسوسه هاى شیطانى به خداوند پناه برد, همان گونه که قرآن فرموده است :.

بسم اللّه الرحمن الرحیم .

قـل اعـوذ بـرب الـنـاس * ملک الناس * اله الناس * من شر الوسواس الخناس * الذى یوسوس فى صدور الناس * من الجنه والناس ((56)).

زمـانـى که انسان در شرایط محیطى نامساعد و تحریک آمیز قرارگیرد, خواسته هایى در او ظاهر مى شود.شـیـطـان ایـن خـواسـتـه هـاى نـفـسـانـى را در نظرش زیبا و دلفریب جلوه مى دهد و بگونه اى خناسانه ((57))و مرموز از درون , فرد را به سوى ارتکاب وانجام عمل , وسوسه مى کند.از سوى دیگر, عقل نیز از درون انسان به مقابله برمى خیزد و انجام کار مورد نظر را مجاز مى داند.

شـیـطـان بـراى انحراف , از کششها و تمایلهاى غریزى استفاده کرده و فرد را به ارضاى نامشروع شـهوات جنسى فرا مى خواند, در مقابل , عقلا ودانشمندان و پیامبران و هادیان الهى جهت هدایت انـسـان بـه نیروى عقل و گرایش فطرى خیرخواهى در انسان , تکیه کرده و او را به ارضاى مجاز ومنطقى غرایز جنسى دعوت مى کنند.

ایـن جـنگ و ستیز ((58)), یعنى , مقابله عقل و شهوت , ایمان و هواى نفس , نیروى الهى و نیروى شیطانى , در وجود انسان همواره در جریان است وبخصوص در ابتداى دوران بلوغ , ظهور بیشترى مى یابد و تا آخر عمر ادامه دارد.هـر کـدام در مـوقـعـیتهاى زندگى , غالب شوند, شخصیت فرد به همان سو, میل پیدا مى کند و پرورش مى یابد.اگـر عـقـل و ایـمـان بر اوحاکم باشد, هدایت و رستگار و اگر شهوت و شیطان بر او تسلط یابد, گمراه و زیانکار خواهد شد.

نفس اماره در وجود آدمى ـ بر اثر وسوسه هاى شیطان ـ سعى دارد که بر عقل ((59))تسلط یافته و آن را اسـیـر خـواسـته هاى خود گرداند و انسان را درمسیرى بکشاند که ظاهرا گناه و فساد آن , معلوم نیست .از طرفى عقل تلاش دارد که مهار نفس را به کمک ایمان در دست گرفته و آن را کنترل نماید و در جهت خیر و کمال و سلامت جسم وروان هدایت کند.بـنـابـراین , شخصیت انسان , همیشه در معرض کشمکش بین عقل و شهوت , خیر و فساد, پاکى و آلودگى , سلامتى و انحراف است و این جنگ وگریز, همواره ادامه دارد.

تـنـهـا کسى مى تواند از این صحنه جنگ و مبارزه درونى , جان سالم بدر برد که خود را مجهز به سلاح ایمان و تقوا نموده و از ابتداى جوانى به خودسازى و جهاد با نفس بپردازد.باید در نظر داشت که این کار, شدنى است و خداوند متعال ـ که یگانه قدرت و محل اتکا و توکل و نـجـات دهـنده انسان ضعیف در همه بلاها وگرفتاریهاست ـ بر اثر دعا و نیایش ((60))به یارى و کمک انسان آمده و او را در این نبرد دائمى پیروز مى گرداند.

مـا در تـاریـخ , کـم نـداریـم انـسـانـهـاى وارسته اى که در بزرگترین صحنه هاى نبرد درونى و بـیـرونـى ,نـفسانى و اجتماعى , پیروز و سربلند گشته و در دوران حیات خود با افتخار, زندگى کرده اند.

دیدگاه صحیح .

قـرآن کـریـم , داستان ایام جوانى حضرت یوسف (ع ) را بازگومى کند که چگونه در دوران حساس بلوغ و جوانى در معرض سخت ترین امتحان وخطرناکترین واقعه تاریخى زمان خود قرارگرفت و بااراده اى قوى و ایمانى راسخ , سربلند از این آزمون الهى خارج شده و در قله شرافت و عفاف جاى مى گیرد و شخصیتش براى جوانان به عنوان اسوه و نمونه اى کامل همیشه جاوید باقى مى ماند.

جـوان مومن , با بینش صحیحى که ازاسلام الهام گرفته است , مى داند که هر واقعه ناگوارى که در زنـدگـى انـسـان اتـفـاق مى افتد ـدرصورتى که خود,مسوول پدید آمدن آن نباشد ـدر حکم آزمـایـش و ابـتـلایـى از طـرف خداوند, تلقى مى شود که هدف از آن , سازندگى و رشد و کمال انسان است ((61)).

بـا مـراجـعـه بـه زنـدگى رهبران الهى و دانشمندان و انسانهاى بزرگ در طول تاریخ , ملاحظه مى شود که بیشتر آنان آگاهانه با دشواریها و حوادث گوناگون زندگى دست و پنجه نرم کردند و در نتیجه , موفقیتشان در بزرگسالى مرهون صبر و استقامتى است که در برابر سختیها در دوران کودکى ونوجوانى از خود نشان داده اند.

عشق و جوانى

احـسـاسـات مـحـبت آمیزى که دردوران جوانى رخ مى دهد و تحت عنوان عشق خوانده مى شود, ممکن است مورد سؤ استفاده قرار گرفته و جوان رااز جاده مستقیم کمال , منحرف سازد.

عـشق نوعى کشش وجاذبه اى نیرومند است که بین انسان و یک موجود خارجى , براى رسیدن به یک هدف , ایجاد مى گردد.اگـر مـنـشـا آگـاهـانـه و انـگـیزه الهى داشته باشد, یکى از عالیترین تجلیات روحى انسان و از پرشکوه ترین جلوه هاى آفرینش به شمار مى رود, اما اگرهمین جاذبه عشق تنها ریشه اى غریزى و شـهـوانى داشته باشد و انگیزه شیطانى پیدا کند,ازمظاهر نفس اماره بوده و در این حالت , عقل و ایـمان رادروجود آدمى تضعیف مى کند, بطورى که فرد عاشق , دیوانه وار براى رسیدن به معشوق خـود بـه هـر کـار نـامـشـروعـى دسـت مـى زند تا به کام خودبرسد, حتى اگر در نظر مردم هم رسواییهایى به بار آورد ((62)).

پـسـران و دخـتـران جوان باید مراقب این دامهاى خطرناک وگوناگون باشند که با نام دروغین عـشق پاک بر سر راه آنان قرارمى گیرد, دامهایى که پس ازافتادن در آن غالبا رهایى از آن , بسیار دشـوار اسـت و کـفاره لحظه اى غفلت و خوش بینى بیجا و تسلیم شدن در برابر الفاظ ریاکارانه و تـوخـالـى را,گـاهـى در یـک عـمـر هـم نـمى توان پرداخت , بخصوص کسانى که از نظر محبت کـمبودهایى دارند و در محرومیت به سر برده اند, خیلى زود تسلیم این اظهار عشقها و محبتهاى ظاهرى و دروغین شده و به دام افراد منحرف و حرفه اى مى افتند.

اگر پسر و دختر جوان , در ابتداى بلوغ , بناى مهم و مقدس ازدواج خود را با انحراف جنسى آلوده نـکـنـنـد و بـا حفظ احساساتى پاک تا زمانى مناسب صبر کنند و بطور منطقى و آگاهانه , اساس ازدواج را بـر مـعیارهایى ارزشمند و والا قرار دهند, سعادت زندگى آنان تضمین خواهد شد, زیرا عـلاقـه وعـشـق آنها به یکدیگر مبنایى الهى و معنوى داشته و چنین بنایى بسیار محکم و استوار خواهد بود و پس از تشکیل خانواده از هم نخواهد پاشید.

اقدام شتاب زده در این باره در ابتداى جوانى , موجبات سرگردانى و رسوایى و بد عاقبتى را براى آنان به بار خواهد آورد.بنابراین , محبت و عشقى مطلوب است که در سایه ایمان به خدا با درنظر گرفتن شرایط مناسب و آمادگى روحى , اقتصادى و شغلى حاصل شود.چـنـیـن انـتـخـابـى براى جوان , قابل اطمینان بوده و مى تواند مقدمه یک زندگى آرام بخش و سعادتمندانه باشد.

در غـیر این صورت , دوستیها و دلبستگیهاى غیرعاقلانه , که تفکرى منطقى به دنبال آن نباشد, با کـمـال تـاسـف مـوجـب ارتباطهاى نامشروع ـبه صورت نامه , تلفن و ملاقات در کوچه و خیابان ـ مـى شود که عشقهاى دروغین و هوسهاى زودگذرى بیش نخواهند بود و نقطه پایانى آن ارضاى کامجوییهاى گناه آلود و بى قید و شرط است و پس از آن با فرونشستن آتش هوس و شهوت از هم جدا شده و بعد از اندکى همه چیز فراموش مى گردد و عشق سوزان مبدل به حالت پشیمانى و غم و انـدوه و بـى آبـرویـى و رسـوایى و سردرگمى در آغاز زندگى خواهد شد و این خود اختلالها و ناسازگاریهاى مراحل بعدى زندگى را به دنبال خواهد داشت .

مـیـدان نـدادن بـه عقل و بازگذاردن عرصه شهوت , چشم و گوش انسان را کور و کر مى کند, بـطـورى کـه عـواقب وخیم و خطرناک آن را تنها پس ازارتکاب عمل مى فهمد, زیرا قبل از عمل , رسوایى کار ناپیدا و پوشیده است ((63)).

علل پیدایش انحراف جنسى

معمولا پیدایش روابط نامشروع و انحراف جنسى در جوان بر اثر علتهاى زیر به وجود مى آید:.

1 ـ مساعد نبودن شرایط خانوادگى و محیط زندگى .

2 ـ رعایت نکردن حریم بین زن و مرد.

3 ـ عدم توجه والدین به احکام دینى زناشویى در ارتباط با یکدیگر.

4 ـ بى توجهى در مجالستها و همنشینى با افراد بى بند و بار و لاابالى و منحرف خانواده هاى فامیل .

5 ـ برنامه نداشتن دراوقات فراغت و بیکار بودن .

6 ـ رفت و آمد در محیطهاى آلوده و چشم چرانى .

7 ـ گـوش دادن بـه گـفـتـگـوهـاى افراد منحرف و آلوده درباره مسائل جنسى و کسب اطلاع نادرست و نامناسب و نداشتن آگاهى صحیح از مسائل بلوغ .

8 ـ نارساییهاى ذهنى و عدم کسب موفقیتهاى تحصیلى و درسى .

9 ـ خیال پردازیهاى انحراف آمیز در هنگام تنهایى .

10 ـ تحریکات جنسى از طریق عکسها و تصویرها.

11 ـ ضعف ایمان و نداشتن تربیت صحیح دینى .

12 ـ همنشینى با دوست و رفیق منحرف .

همه اینها مى تواند زمینه هاى بروز انحرافات جنسى را در جوان فراهم سازد.

اگـر بـخـواهیم همه این عوامل را در یک کلام , خلاصه کنیم , باید بگوییم که رعایت نکردن راه و روش زنـدگـى و سـنتهاى اسلامى در محیط خانوادگى و اجتماعى , چه درزمان کار و یا در ایام فراغت , مـوجبات پـدید آمدن این انحرافات را فراهم خواهدساخت .

اگـر در ریشه هاى پیدایش انحرافات جنسى ـاز قبیل روابط نامشروع بین دختر و پسر, همجنس گـرایـى , اسـتـمنا ـ تحقیق نماییم مى بینیم که هرخانواده اى که دستورهاى اسلامى ـبخصوص حـریـم بـیـن زن و مـرد و دخـتـر و پـسـر ـرا رعایت نکرده باشد به نوعى از انواع انحراف جنسى مبتلاگردیده است ((64)).

هشدار.

اگـر جـوان در هـنـگام پیدایش حالت خود ارضایى , استمنا و روابط نامشروع به انحرافى بودن و خـطـرنـاک بـودن عمل خود توجه نکند و آن را ترک ننماید بزودى این رفتار شکل عادت به خود مـى گـیـرد, عـادتـى ریـشـه دار وکشنده که جوان پاک را آلوده ساخته و نیروى شاداب جوانى و خـلاقـیـت واسـتـعـدادهاى او را به نابودى مى کشاند, بطورى که ادامه آن , موجب عواقب شوم و ناگوارى خواهد شد ((65)).

باید دانست که خطرناکتر از این براى جوان ـ پس از آگاهى به پیامدهاى شوم آن ـ یاس و ناامیدى اسـت کـه در راه مـبـارزه با این عادت به خود راه مى دهد, زیرا نومیدى بزرگترین سد راه نجات مبتلایان به این بیمارى خواهد بود.

پـس جـوان بـه مـحـض آگـاهـى به زیانها و خطرهاى این کار به جاى هرگونه سستى و یاس و اضـطراب بى فایده , باید با اعتماد کامل به نصرت الهى , اقدام به ترک آن کند و بداند که اگر واقعا قصد ترک آن را داشته باشد, قطعا موفق خواهد شد ((66)).

بازگشت .

جـوان مبتلا به انحراف جنسى و روابط نامشروع , باید بداندکه او قادر خواهد بود و مى تواند از این عـمـل زشت , دست بردارد و تصمیم جدى وحقیقى به توبه بگیرد, بخصوص که سن چندانى از او نمى گذرد و این کار هنوز به صورت عادت در عمق وجودش رخنه نکرده است .

با قدرى همت و یارى خواستن از خدا, بزودى مى تواند از این رفتار نابهنجار ـکه ویرانگر سلامتى و سـرمـایه جوانى اوست ـ دست بردارد و خود رااز چنگال این عادت شوم نجات بخشد و به زندگى عـادى و پـاک خـویـش بـازگـردد, در هـر حـال , بـایـد بـداند که اگر اسلام , این اعمال را نهى کرده ,حکمتى جز مصلحت فرد و جامعه را منظور نداشته است .

احکام انحراف جنسى از نظر اسلام

1 ـ استمنا یا خود ارضایى : از گناهان کبیره بوده و موجب کیفراست .

2 ـ هـمـجـنـس گـرایى یا لواط: براى این عمل شنیع پس از اعتراف یا اقرار یکى از آن دو فرد و یا شهادت گواه معتبر, احکام زیر جارى مى شود: الف )از دو نفر, چنان که یکى کودک و دیگرى بالغ باشد, کودک تادیب و بر بالغ , حد جارى مى گردد.

ب ) اگر آمیزش دو فرد به تجاوز نینجامد, صد ضربه تازیانه , حدآن است .

ج ) اگر آمیزش دو فرد به تجاوز بینجامد و هر دو بالغ باشند, حکمشان اعدام است .

د) نحوه اعدام براى هر دو را حاکم شرع مى تواند یکى از چند نوع زیر تعیین کند: ـ زدن گردن .

ـ پرتاب کردن از بلندى , مانند کوه در حالى که دست وپایش بسته باشد.

ـ سوزانیدن با آتش .

ـ سنگسار کردن .

ـ دیوار را بر سرش خراب کردن .

3 ـ حـد شـرعـى و کـیفر زنا در مورد مرد مجرد, صد ضربه تازیانه است , چنانچه سه بار حد بر هر کدام , جارى شود, در مرتبه چهارم باید اعدام شوند.

4 ـ حد و کیفر زنا در مورد زن و مرد همسردار, اعدام و سنگساراست .

ایـن کیفرهاى سخت در مورد انحرافات و مفاسد جنسى , نشانگراهمیتى است که اسلام براى پاک بودن جامعه از این مفاسد قائل است .

راه علاج

در هـر حـال , جـوانـى کـه مـبـتلا به عمل خطرناک و زیان آور خودارضایى جنسى گردیده , باید لحظه اى به خود بیاید و به جاى یاس ((67))و فرار از درک واقعیت و پناه بردن به تخیلات گمراه کـنـنـده , عـاقـلانه بیندیشد و بار دیگر, اثرهاى شوم این عادت زشت را درنظرآورد و عاقبت این انحراف مرگبار رادر جلو چشم خود مجسم کند.

ضعف و سستى به خود راه ندهد و بداند که اگر واقعا بخواهد و تصمیم بگیرد, مى تواند به سرعت , این عادت را از خود دور کند.در حدیث آمده است که روزى شخصى به خدمت امام صادق (ع ) شرفیاب شد و عرض کرد: بیچاره فلانى مبتلا به انحراف جنسى شده و ازخودهیچ گونه اراده اى ندارد.حضرت با عصبانیت فرمود: چه مى گویى ! آیا او حاضر است این عمل را پیش روى مردم هم انجام دهد؟.

ـ عرض کرد:نه .

فرمود: پس معلوم مى شود به اراده و اختیار خود اوست .

حضرت على (ع ) فرمود: افراد با ایمان ,همچون کوه , سرسخت و با استقامتند.فـردى کـه بـه این انحراف , مبتلا شده است , اگر سرانجام ناخوشایند آن را در دنیا از یک طرف و عـذاب دردنـاک آخـرت را ازطرف دیگر در نظرآورد, به خود خواهد آمد و خدا را ناظر و حاضر بر اعمال خود خواهد دید وتصمیم به ترک این عمل خواهد گرفت .

اوباید بداند که خوشبختانه زود متوجه این عمل انحرافى و زیانبار شده و ریشه عادت به این عمل در وجودش مستحکم نگردیده است , با اراده اى قوى و توکل به خدا مى تواند آن را ترک کند.او هـرگـز نـبـاید خود را یک فرد نفرین شده و مطرود درگاه خدا بداند, بلکه باید جدا به لطف و رحمت الهى امیدوار باشد.

توصیه هاى عملى

چـون عـمـل خود ارضایى از جمله گناهان کبیره به شمار مى رود, فرد مبتلا به آن , ابتدا خود را تـطـهـیـر نماید, وضو بگیرد و دو رکعت نماز به جا آورد ودرباره گناهان گذشته خود از پیشگاه خـداونـد طلب آمرزش کند و از او بخواهد ((68))

که وى را در راه ترک این عادت شوم یارى دهد, سپس نکته هاى زیر را دقیقا به مرحله اجرا در آورد و عمل نماید:.

1 ـ خود را از محیطها و موقعیتهاى تحریک آمیز دور نگه دارد و از خلوت گزینى اجتناب ورزد.

2 ـ از پـوشیدن لباسهاى تنگ و چسبنده خوددارى ورزیده و از تماس و لمس نمودن اعضاى بدن خود یا دیگران شدیدا دورى گزیند.

3 ـ از نگاه به نامحرم و چشم چرانى خوددارى ورزد.

4 ـ تـخـیـلات و تـفکرات خود را کنترل کند و بداند هر آنچه که به ذهن و اندیشه اش مى گذرد, خـداونـد بـه آن , آگـاه اسـت و در این زمینه مسوولیت داردو باید تنها به آنچه که عقل و قوانین شـرعـى تـاییدمى کنند بیندیشد تا رستگار شود, زیرا تخیل و تصور درباره مسائل جنسى و شهوت آلود منجر به تحریکهاى مداوم گردیده و نیروى حیات را از بین برده و انسان را از مسائل حقیقى و واقعى زندگى بازمى دارد ((69))

.

5 ـ با توجه به این که دوران جوانى , دوران پرشور و حساس عمر به حساب مى آید, شایسته است که جـوان بـا بـرنـامـه ریـزى دقیق براى اوقات شبانه روزى به یارى کار و تلاش مداوم در زمینه هاى تـحـصـیـلـى و عـلـمـى و مـطـالـعـاتـى و کـارهـاى ذوقـى و تفریحى , حداقل زمان لازم را به خوابیدن اختصاص دهد و زمانى به بستر رود که خواب بر او مستولى شده , تا زود به خواب رود.

6 ـ بـا اشـتغال به مطالعه کتب سودمند و مراجعه به کتابخانه ها در اوقات فراغت , زمینه موفقیت تحصیلى آینده خود را فراهم سازد.

7 ـ در تیمها و گروه هاى ورزشى شرکت فعال داشته باشد و نیز در فعالیتهاى تربیتى , فرهنگى و مـذهـبـى شرکت نماید, زیرا این اشتغالات در افزایش ایمان و توفیق در ترک معاصى به وى کمک مى نماید.

فعالیتهاى سالم و جهت دار سودمند, مقدار فراوانى ازانرژیهاى جوان را به خود اختصاص مى دهد و از تـحـریـکهاى جنسى و شهوت انگیز جلوگیرى مى نماید, چرا که مبتلایان به این عادت زشت , بیشتر میل به گوشه گیرى دارند.شرکت در فعالیتهاى تربیتى و اجتماعى و گروههاى قرآن در مساجد و کتابخانه ها و تماس با افراد مومن و پاک درتقویت روحیه و ایمان این گونه جوانان بسیار موثر است .

8 ـ با دوستان مومن و خوب , رفت و آمد و مجالست داشته باشد و حتى المقدور سعى کند, نمازها را در اول وقت و با جماعت به جاآورد.بـایـد مطلقا از همنشینى و رفت و آمد با دوستان و رفقاى بى بند وبار و منحرف (ولو از نزدیکان و خویشاوندان ) دورى گزیند.

9 ـ قبل از خوابیدن حتما وضو بگیرد و در هنگامى که به بستر مى رود سوره قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس (معوذتین ) و آیه الکرسى رابا توجه و حضور قلب بخواند و با ذکرخدا به خواب برود.

10 ـ حتى المقدور هفته اى یک یا دوبار, روزه بگیرد.ایـن عـمل در تقرب او به خدا و افزایش ایمان , بسیار مفید بوده و درتقویت اراده اش نقش بسزایى دارد ((70))

.

11 ـ در برنامه غذایى خود دقت کند و از مداومت در مصرف بعضى از خوردنیهاى محرک و مقوى شـهـوت کـه اصطلاحا گرم گفته مى شود, مثل :گردو, خرما, کشمش , پسته , گز [خربزه , پیاز, شـیـریـنى جات ] خوددارى ورزد و یا کمتر, میل نماید و بیشتر به غذاهایى که اصطلاحا سرد است روى آورد.

12 ـ تـمـایلها و افکار خود را از توجه به خویشتن به سوى ازدواج و زندگى آینده معطوف سازد و بـدانـد کـه دیـر یـا زود ایـن ایـام سپرى خواهد شد و اودر آینده اى نه چندان دور باید به انتخاب همسرى پاک بپردازد و درخود, آمادگیها و شایستگیهاى لازم را براى چنین زندگى ـکه بیش از هر چیز نیازبه سلامتى جسمى و روانى داردـ فراهم سازد.

13 ـ هـمـواره و در هـر حال با ذکر و یاد خدا انس و الفت داشته باشد, چرا که در قرآن آمده است : آگاه باشید که تنها با یاد خدا قلبها آرامش مى یابد ونیز هر کس از یاد خدا فاصله گیرد, زندگانى براو سخت و دشوار خواهد گشت ((71))

.

امـا کسانى که پس ازترک این عادت شوم نجات یافته اند, بایدقدرجوانى و پاکى خود را بدانند و در حـفـظ و نگهدارى آن نهایت مراقبت را بنمایند وخود را از معرض هرگونه تحریکها و وسوسه هاى شـهـوانـى دور کـنـند و به هیچ قیمت , دیگر حاضر نشوند در محیطهاى آلوده و با افراد منحرف وبى بندوبار مجالست و ارتباط داشته باشد.البته در این راه گاهى ممکن است خللى در تصمیم آنان پدید آید, ولى باید استقامت و پشتکار را از دست ندهند و با ایمانى کامل به یارى خدا امیدداشته باشند تا در حفظ این پاکى موفق بمانند.

سخنانى چند از پیامبر اکرم و ائمه معصومین (ص ) درباره جوانى

* قـال رسول اللّه (ص ): اوصیکم بالشبان خیرا فانهم ارق افئده ان اللّه بعثنى بشیرا ونذیرا فحالفنى الـشـبـان وخـالفنى الشیوخ ثم قرا فطال علیهم الامدفقست قلوبهم ,رسول اکرم فرمود: به شماها دربـاره نـیـکـى کـردن به جوانان سفارش مى کنم زیرا که آنها دلى رقیقتر و قلبى فضیلت پذیرتر دارند.

خداوند مرا به پیامبرى بر انگیخت تا مردم را به رحمت الهى بشارت دهم و از عذابش بترسانم .جـوانان سخنانم را پذیرفتند و با من پیمان محبت بستند, ولى پیران از قبول دعوتم سرباز زدند و به مخالفتم برخاستند و دچار قساوت و سخت دلى شدند.

* قال على (ع ): بادر شبابک قبل هرمک ,وصحتک قبل سقمک , ((72))

على (ع )فرموده : دریاب جوانى ات را قبل از پیرى و سلامتت را قبل از بیمارى .

* عن جعفربن محمد عن آبائه (ص ) فى قوله تعالى : ولا تنس نصیبک من الدنیا.

قال لا تنس صحتک وقوتک وفراغک , ((73))

.

وشبابک ونشاطک وغناک وان تطلب به الاخر امام صادق (ع )از پدران خود, در تفسیر آیه ولا تنس نصیبک من الدنیا.روایت کرده است که : سلامت , نیرومندى , فراغت , جوانى , نشاط و بى نیازى خود را فراموش منما و در دنـیـا از آنـهـا بـهـره بردارى کن و متوجه باش که از آن سرمایه هاى عظیم به نفع آخرت خود استفاده نمایى .

* قال ابوعبداللّه (ع ): کان فیما وعظ به لقمان ابنه یا بنى واعلم انک ستسال غدا اذا وقفت بین یدى اللّه عـزوجـل عـن اربـع شـبـابـک فـیـمـاابـلیته وعمرک فیما افنیته ومالک مما اکتسبته وفیما انفقته , ((74))

.

امام صادق (ع ) فرموده است : از مواعظ لقمان حکیم به فرزندخود این بود که فرزندم ! بدان فردا در پـیـشـگاه الهى براى حساب , حاضر مى شوى ,درباره چهار چیز از تو مى پرسند: جوانى ات را درچه راهـى صرف کردى ؟ عمرت را در چه کارى فانى نمودى ؟ ثروتت را چگونه به دست آوردى ؟و آن را در چه راهى مصرف کردى* ؟ قال رسول اللّه (ص ): ان العبد لاتزول قدماه یوم القیهمه حتى یسال عن عمره فیما افناه وعن شبابه فیماابلاه , ((75))

رسول اکرم (ص ) فرموده است که در قیامت هیچ بنده اى قدم از قدم برنمى دارد تا به این پرسشها پاسخ دهد: اول آن که عمرش را درچه کارى فانى نموده است .

دوم : جوانى اش را در چه راهى صرف کرده است .

* قال على (ع ): شیئان لا یعرف فضلهما الا من فقدهما: الشباب والعافیه , ((76))

عـلـى (ع ) فرموده : دو چیز است که قدر و قیمتشان را نمى شناسد, مگر کسى که آن دو را از دست داده باشد: یکى جوانى و دیگرى تندرستى است .

* قال رسول اللّه (ص ): یا اباذر اغتنم خمسا قبل الخمس , شبابک قبل هرمک وصحتک قبل سقمک وغناک قبل فقرک وفراغک قبل شغلک وحیهوتک قبل موتک , ((77))

.

رسـول اکرم (ص ) به ابى ذر غفارى فرمود: پنج چیز را پیش از پنج چیز غنیمت بشمار: جوانى ات را قـبل از پیرى , سلامتت را قبل از بیمارى , تمکنت را قبل از تهیدستى , فراغتت را قبل از گرفتارى , زندگانى ات را قبل از مرگ .

* قال رسول اللّه (ص ): فلیاخذ العبد المومن من نفسه لنفسه , ومن دنیاه لاخرته , وفى الشبیبه قبل الکبر وفى الحیوه قبل الممات , ((78))رسول اکرم (ص ) فرمود: بر مرد با ایمان لازم است که از نیروى خود به نفع خویشتن استفاده نماید و از دنیاى خود براى آخرت خویش , و ازجوانى خود پیش از فرا رسیدن ایام پیرى و از زندگى پیش از رسیدن مرگ .

* وعنه (ص ): ان للّه ملکا ینزل فى کل لیله فینادى یا ابنا العشرین جدوا واجتهدوا, ((79))ونـیـز فـرمـوده اسـت که فرشته الهى هر شب به جوانان بیست ساله ندا مى دهد (براى سعادت و رستگارى خود) کوشش و تلاش کنید.

* عـن الـنبى (ص ): سبعه یظلهم اللّه فى ظله یوم لا ظل الا ظله , الامام العدل وشاب نشا فى عباده اللهب, ((80))

رسـول اکرمر فرموده است : خداوند هفت گروه را در سایه رحمت خود, جاى مى دهد, روزى که سـایه اى جز سایه او نیست : اول زمامدار دادگر ودوم : جوانى که در عبادت خداوند, پرورش یافته باشدب .

* قال على (ع ): من کرمت علیه نفسه لم یهنها بالمعصیه , ((81))على (ع ) فرموده است : کسى که نفس شرافتمند و با عزت دارد, هرگز آن را با پلیدى گناه , خوار و پست نخواهد ساخت .

* قال على (ع ): کم من شهوه ساعه اورثت حزنا طویلا, ((82))عـلى (ع ) فرموده است : چه بسا لذت کوتاه و شهوت زودگذرى که غصه و اندوه فراوانى به دنبال دارد.

توبه جوان

* قال رسول اللّه (ص ): ما من شئ احب الى اللّه من شاب تائب , ((83))پـیـامـبـر اکـرمر فرمود: محبوبتر از هر چیز نزد خداوند, جوانى است که از گناه توبه مى کند و از پیشگاه الهى طلب آمرزش مى نماید.

نویسنده : n - s ; ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٠/۱۱
    پيام هاي ديگران()   لینک